ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل علی
علی
37 ساله از تهران
تصویر پروفایل نجیبه
نجیبه
61 ساله از تهران
تصویر پروفایل بیتا
بیتا
38 ساله از شیراز
تصویر پروفایل نوید
نوید
38 ساله از آمل
تصویر پروفایل پرهام
پرهام
38 ساله از تهران
تصویر پروفایل خورشید
خورشید
46 ساله از دورود
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
30 ساله از تهران
تصویر پروفایل مهدی
مهدی
27 ساله از رباط کریم
تصویر پروفایل فاطمه
فاطمه
28 ساله از خرم آباد
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
31 ساله از ارومیه
تصویر پروفایل علیرضا
علیرضا
37 ساله از مرودشت
تصویر پروفایل الهام
الهام
43 ساله از تهران

برای ورود به سایت همسریابی طوبی جدید کلیک کنید

استرس داشتم ولی به خودم امیدواری میدادم که همسریابی طوبی جدید حرفهام رو باور میکنه. گفتم: همسریابی طوبی آدرس جدید. چیزی نگفت. اصلا متوجه حضور من نشده بود.

برای ورود به سایت همسریابی طوبی جدید کلیک کنید - همسریابی


آدرس همسریابی طوبی جدید

استرس داشتم ولی به خودم امیدواری میدادم که همسریابی طوبی جدید حرفهام رو باور میکنه. گفتم: همسریابی طوبی آدرس جدید. چیزی نگفت. اصلا متوجه حضور من نشده بود. بلندترگفتم: همسریابی طوبی قدیمی! سرش رو به معنی چیه تکون داد. یکم این پا و اون پا کردن و بالاخره گفتم: مامان، حمید... سایت همسریابی طوبی جدید اذیتم میکنه. همسریابی طوبی جدید گوشیش رو خاموش کرد و به من نگاه کرد و گفت: وا مگه بچهای؟ اذیتم میکنه یعنی چی؟ پوفی کردم و گفتم: وقتی تو نیستی...

من ازش میترسم همسریابی طوبی آدرس جدید

همش اذیتم میکنه... مییاد توی اتاقم... دیروز میخواست ببوستم... میخواد... ادامه ندادم و گفتم: من ازش میترسم همسریابی طوبی آدرس جدید. همسریابی طوبی جدید با تعجب نگاهم کرد و گفت: این چرت و پرتها چیه میگی؟ این کارها از سایت همسریابی طوبی جدید بعیده! موشکافانه نگاهم کرد و گفت: حتما خودت براش عشوه مییای. آره؟

چندبار بهت گفتم لباس تنگ و کوتاه نپوش! با بهت گفتم: مامان! همسریابی طوبی جدید عصبی گفت: دیگه نشنوم این حرفها رو. کارش رو اشتباه برداشت کردی! دهنم رو باز کردم که چیزی بگم اما پشیمون شدم. به ضرب از جام بلند شدم و با دو پلهها رو طی کردم و خودم رو مثل همیشه تو سایت همسریابی طوبی جدید کردم.

بازدمش رو به شدت بیرون داد و گفت: بقیش رو بذار برای بعد. فعلا. همونطورکه متفکر به گوشهای زل زده بودم گفتم: میبینمت. روی کاناپه لم داده بودم و همسریابی طوبی آدرس جدید هم کنارم نشسته بود و تخمه میشکست و باهم بازی رئال و بارسا رو نگاه میکردیم. با هیجان به صفحه تلویزیون نگاه میکرد و من غرق نیم رخ خوشگلش شده بودم.

سایت همسریابی طوبی جدید با دست پر از پلاستیک اومد 

چقدر خوبه، تو همسریابی طوبی قدیمی نگاه کنی و من تو رو! دستگیره درکشیده شد و سایت همسریابی طوبی جدید با دست پر از پلاستیک اومد داخل. من و همسریابی طوبی آدرس جدید پلاستیکها رو ازش گرفتیم و باهاش سلام و احوال پرسی کوتاهی کردیم. همسریابی طوبی قدیمی روی کاناپه لم داد و گفت: یادم نبود بازیه. کنارش نشستیم و مشغول تماشای بازی شدیم. 

مطالب مشابه